بابا صفرى
69
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
آئين مادها ، يعنى مغها ، دين شايع را بخرافات و ترهات و جادوگرى و ساحرى آلوده بودند زردشت براى اصلاح آن بپاخاست « 1 » و شروع بدعوت مردم باصول واقعى دين نمود . ما در جلد اول اين كتاب راجع بزردشت و بعثت و دعوتهاى اوليهاش سخنانى گفتهايم و در اينجا نيازى بتكرار آنها نمىبينيم فقط بر سبيل يادآورى ميگوئيم كه در دوران قبل از ظهور زردشت ، مركز تربيت روحانيان دينى در مغان اردبيل بود و سبب تسميهء آنجا به « مغان » هم سكونت مغها در آن خطه گشته است . زردشت نيز كه بگفتهء مورخان يكى از روحانيان آئين هورمزد بود بزعم قوى از اين نقطه برخاسته درصدد پيراستن مذهب از اوهام و خرافات برآمده است و با ارائهء اوستا مردم را بآئين خويش فراخوانده است . اما مغها بمخالفت با وى قيام كرده عرصه را بر آن روحانى صديق تنگ نمودهاند و او از ترس جان يا باميد پيشرفت امر تبليغ ، بمشرق ايران و توران مهاجرت كرده و سرنوشتى را كه بر او مقدر بوده است پيدا كرده است . آنچه از اين گفتار نتيجه ميگيريم اينستكه ساكنان باستانى اردبيل ، كه از طايفهء ماد و بازماندگان بوميان اوليه بودهاند ، بقول مورخان ، مذهب هورمزدپرستى داشتهاند بعد كه زردشت قيام كرده « 2 » و در دشت مغان و اردبيل و دامنههاى سبلان و سپس در اطراف درياچهء « اروميه » بتبليغ احكام دين پرداخته جمعى از مردم بدان آئين گرويدهاند . ولى چون مغهاى ديگر بمخالفت با وى برخاستهاند كيش او در آن ناحيه پيشرفتى نكرده است . ما از آئين هرمزدپرستى اطلاعى نداريم ولى از اين نوشتهء مورخان كه گفتهاند زردشت آن دين را از اباطيل و اوهام زدود نتيجه ميگيريم كه اگر چنين باشد و آئين زردشت همان دين اصلاح شدهء مردم باستان شود در آنصورت بايد قبول كرد كه دين
--> ( 1 ) - ايران باستانى . حسن پيرنيا . تهران 1306 . ص 428 . ( 2 ) - Williams Jackob گفته است كه زردشت در 660 قبل از ميلاد به دنيا آمده و در 587 قبل از ميلاد درگذشته است ( تاريخ اديان . دكتر على اكبر ترابى ) .